السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

100

تفسير الميزان ( فارسي )

مطابقت قلب و زبان شديدتر ، و سخنى استوارتر و صائبتر است ، چون خداى تعالى شب را مايه آرامش قرار داده ، و نتيجه اين آرامش اين است كه خاطر انسان از شواغل معيشت فارغ ، و دست انسان از اسباب ظاهرى بريده است . * ( « إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا » ) * - كلمه « سبح » به معناى دويدن و تند راه رفتن در آب است ، و « سبح طويل » در روز كنايه از غور در مهمات زندگى و انواع زدوبندها در برآوردن حوائج زندگى است . و معناى آيه اين است كه تو در روز مشاغل بسيار دارى كه همه وقتت را فرا گرفته ، فراغتى برايت باقى نمىگذارد تا در آن با توجه تام متوجه درگاه پروردگارت باشى ، و از هر چيزى منقطع گردى ، بنا بر اين بر تو است كه از شب استفاده كنى ، و در آن به نماز بپردازى . بعضى « 1 » از مفسرين آيه را اين چنين معنا كرده‌اند : تو در روز مىتوانى بخوابى و امر معاش خود را تدبير كنى ، و در حوائج خود تصرف نمايى ، پس شبت را به تهجد اختصاص ده . بعضى « 2 » ديگر اينطور معنا كرده‌اند : تو در روز فراغت دارى ، حال اگر شب نتوانستى به كارت برسى ، در روز آن را تلافى كن ، و آنچه در شب انجام ندادى در روز قضاء كن . بنا به گفته اين مفسر آيه مورد بحث همان را مىخواهد بگويد كه : آيه « وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً » « 3 » ، بيان مىكند . ليكن آنچه ما اختيار كرديم با سياق مناسبتر است . * ( « وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْه تَبْتِيلًا » ) * ظاهرا اين جمله مىخواهد نماز شب را توصيف كند ، و بنا بر اين به منزله عطف تفسيرى براى جمله * ( « وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا » ) * است ، و روى اين فرض مراد از « ذكر اسم رب » ذكر زبانى با رعايت مطابقت آن با قلب مىباشد ، و همچنين مراد از « تبتل » ، تضرع و زارى با زبان است . بعضى « 4 » از مفسرين گفته‌اند : در اين جمله تعميمى بعد از تخصيص آيه قبل شده ، در آيه قبل تنها به نماز شب سفارش مىشد ، در اين آيه به مطلق ذكر ، و مراد از ذكر ، دوام در ذكر خداى تعالى در شب و روز است ، به هر نحوى كه باشد ، چه با تسبيح و چه با تحميد و چه با

--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 378 . ( 3 ) خداى تعالى آن كسى است كه شب و روز را پشت سر هم قرار داد ، براى هر كسى كه بخواهد متذكر شود ، و يا بخواهد شكرى بگزارد . سوره فرقان ، آيه 62 . ( 4 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 106 .